ایام الله دهه فجر

در سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، تحلیل گران و جامعه شناسان این انقلاب را با انقلاب فرانسه و انقلاب روسیه مقایسه می کردند. حقیقت نیز این است که در میان رویدادهای بزرگ اجتماعی و سیاسی کشورهای جهان در قرون اخیر ، انقلابهای فرانسه ، روسیه و ایران ، شاخص ترین آنها محسوب می شوند. انقلابهای فرانسه و روسیه ، جایگاه خود را در تاریخ یافته اند و ارزشهای بالقوه این دو رویداد بزرگ ، هرگز انکار نشده است . مردم فرانسه در سال 1789 و روسها در سال 1917 شاهد جا به جایی قدرت در کشورشان بودند . اما آنچه در این دو کشور روی داد ، از نظر گستردگی دامنه مبارزات و حضور توده های مردم در آنها ، با انقلاب اسلامی ایران ، قابل مقایسه نیست . انقلاب اسلامی ، اگر چه در بعضی موارد با دیگر انقلابها وجه تشابه دارد، در عین حال شرایط و اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی آن تفاوتهای اساسی با دیگر انقلابها را نشان می دهد .

اکنون که 34 سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می گذرد ، روشن شده است که عنصر مذهب مهمترین تفاوت این انقلابها با یکدیگر بوده است. اساس ایدئولوژی در روسیه مارکسیسم – لنینیسم بود و رهبران آن دین را افیون و باعث عقب افتادگی توده ها معرفی نمودند . در انقلاب فرانسه نیز ، رهبران انقلاب گامهایی در جهت جدایی کامل سیاست از دین یعنی سکولاریسم برداشتند . از طرف دیگر ، لیبرالیسم اروپایی گر چه در پیشبرد ابعاد اقتصادی و سیاسی در ظاهر تا حدودی موفق بود ولی در ترویج ارزشهای مثبت اخلاقی و فضائل انسانی با شکست مواجه شد . همین امر موجب نوعی ایجاد سردرگمی روحی و توسعه بیماریهای روانی در جوامع پیشرفته صنعتی گردیده ، تا آنجا که امروزه این بحران عظیم ، ذهن بسیاری از اندیشمندان غربی را به خود مشغول کرده است.

برژینسکی سیاست‌مدار آمریکایی در مورد عواقب سکولاریسم غربی می گوید: «سکولاریسم عنان گسیخته حاکم بر نیمکره غربی، در درون خود نقطه ویرانی فرهنگ غربی را می پرورد . از اینرو، آنچه ابرقدرتی آمریکا را در معرض زوال قرار می دهد همین سکولاریسم است .»

اما در انقلاب اسلامی ایران بازگشت به دین و آموزه های اسلام ، روح و اساس انقلاب است . به عبارتی ، درونمایه اسلامی انقلاب و حمایت های مردم از آن ، دلیل اصلی ماندگاری و بالندگی انقلاب در طول این سالها بوده است. با رهبری امام خمینی (ره)، اسلام به عنوان ستون و پایه اصلی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران ، راه پیشرفت و توسعه و جبران عقب ماندگی های تاریخی گذشته را فراهم کرد و ظرفیتهای درخشان مکتب اسلام را برای استقرار نظام مردم سالاری دینی در ایران آشکار ساخت . پروفسور حامد الگار استاد مطالعات اسلامی دانشگاه کالیفرنیا در این باره می نویسد : «مهمترین وجه تمایز بین انقلاب ایران و انقلابهای روسیه و فرانسه، ریشه مذهبی آن است که هیچگونه شباهتی به دو انقلاب دیگر ندارد. در ایران مذهب قوه محرکه اصلی انقلاب به شمار می رفت و آتش انقلاب از درون مساجد زبانه کشید و سرانجام منجر به پیروزی انقلاب اسلامی ایران شد.»

میزان مشارکت سیاسی مردم در انقلاب اسلامی بسیار چشمگیرتر و فراگیرتر از انقلابهای دیگر بوده است . در انقلاب فرانسه مردم بیشتر در منطقه جغرافیایی پاریس در قیام فعال بودند و جز جمعیت محدودی از طبقه اشراف و بورژوواها با نظام جدید همکاری نکردند . در انقلاب روسیه نیز گروههای شرکت کننده همان کارگران و سربازان و اعضای حزب بلشویک بودند و فقط در منطقه جغرافیایی سن پترزبورگ – مسکو فعال بودند، اما در انقلاب اسلامی ایران تمام اقشار ملت اعم از زن و مرد، کارگر ، کارمند ، دانشگاهی ، روحانی و … در تمام نقاط کشور همزمان مشارکت فعال داشتند . به تعبیر حامد الگار : «یکی از ممیزات انقلاب اسلامی ایران شرکت وسیع توده های مردم بود. در انقلاب های فرانسه، روسیه و چین انقلاب همیشه با جنگ داخلی همراه بود.»

فِرِد هالیدی نویسنده ایرلندی نیز معتقد است که از لحاظ به صحنه کشاندن اقشار وسیع مردم، انقلاب اسلامی عظیم ترین انقلاب تاریخ است.

علاوه بر آن ، رهبر انقلاب اسلامی از همان ابتدا خواستار نظر ملت در مورد شکل و ساختار نظام جدید شد . حال آنکه تجربه ی انقلابها ، ازجمله انقلابهای فرانسه و روسیه ، نشان می دهد که اگرچه آنها معمولا با اتکا به یاری مردم به پیروزی رسیده اند، اما زمانی که سکانداران یا حاکمان جدید کشور ، از شانه های مردم بالا رفتند و در قصرهای دولتی مستقر شدند ، دغدغه اصلی آنان ، حفظ قدرت و اریکه حکومت بوده است و به خواست مردم اعتنای چندانی نداشته اند . به جز انقلاب اسلامی مردم ایران ، کمتر مشاهده شده است که انقلابیون سابق و صاحبان کنونی قدرت ، دیدگاههای توده ی مردم را در تعیین نوع حکومت در نظر گرفته باشند.

در انقلاب فرانسه ، رهبران اصلی انقلاب شناخته شده نبودند و به دلیل وابستگی طبقاتی و انگیزه های مادی در مقام رهبری قرار گرفتند . در انقلاب روسیه نیز تا اواسط سال 1917 نام هیچ رهبری به چشم نمی خورد . اما در اکتبر 1917 نام لنین، تروتسکی، استالین، بوخارین و … شناخته می شود که اینان هم مانند رهبران انقلاب فرانسه پایگاه مردمی چندانی نداشتند و توده های مردم ، حتی لنین را نمی شناختند. ولی در انقلاب اسلامی ایران ، امام خمینی (ره) رهبر انقلاب از یک پایگاه وسیع و عمیق سیاسی و مذهبی بلامنازع برخوردار بود. او هم طراح و ایدئولوگ و هم معمار ، مدیر و مجری انقلاب بود که در همه مراحل انقلاب چه قبل و چه بعد از پیروزی به این عنوان شناخته شد. استقامت و پایداری برای رسیدن به هدف ، شجاعت و درایت در برابر دشمن و ایمان و عشق به مردم مهمترین ویژگی رهبری در انقلاب اسلامی است.

انقلاب اسلامی درماهیت و هدف ، یک پدیده منحصر به فرد است. چرا که تمام انقلابها از جمله انقلاب فرانسه و روسیه در صدد بودند جامعه بهتری از نظر مادی برای انسان بسازند و هدف آنها تولید ثروت بیشتر و توزیع آن در میان مردم بود. انقلاب کبیر فرانسه علیه حکومت سلطنتى فرانسه به وقوع پیوست . در این انقلاب به فاصله‌ى یازده سال – تا سال 1800 – سه گروه بر سر کار آمدند که هر کدام گروه قبلىِ خود را قلع و قمع و نابود کرد . بعد هرج و مرجى به وجود آمد . کشورى که با خسارت فراوان ، پادشاهى را کنار گذاشته بود و لوئى شانزدهم و همسرش را اعدام کرده بود ، دوباره به پادشاهى تبدیل شد و ناپلئون روی کار آمد . سالها گذشت تا با انقلابی دیگر ، حکومت جمهورى استقرار یافت . در واقع انقلاب فرانسه در آغاز پیدایشِ خود این توان و ظرفیت را نداشت که خود را در بین مردم ، مستقر کند و استمرار یابد.

در شوروى هم هدفهایى که ترسیم شده بود ، تحقق پیدا نکرد. ادعا شده بود که حکومت شوروى یک حکومت توده‌اىِ مردمىِ متکى به حرکت مردم و متعهد به نیازهاى مردم است . این هدف از همان سالهاى اول نقض شد. بعد از گذشت پنج شش سال مردم از محاسبات دولت به معناى حقیقى کلمه حذف شدند و انقلاب از همان ابتدا با اهداف اصلی خود زاویه پیدا کرد . در انقلاب فرانسه نیز این انحراف از اهداف ، هفتاد و چند سال به طول انجامید، تا اینکه توانست بتدریج پاره‌اى از اهداف خود را تحقق ببخشد.

اما انقلاب اسلامی ایران آمد تا محیطی را برای رشد و شکوفایی انسانها با ایده های نوین فراهم سازد و سعی دارد جامعه ای پویا و سازنده را بر اساس اصول اسلام بر پا نماید . در انقلاب اسلامى، تحولى که در دوره‌ى اول پدید آمد، در دوره‌ها و دهه‌هاى بعد، با همان شکل و هدفها، به سوى همان آرمانها ادامه پیدا کرد. به تعبیر رهبر انقلاب اسلامی ، آیت الله خامنه ای : « انقلاب اسلامى یک استثناء است. انقلاب اسلامى حرکتى با اهداف مشخص و روشنى بود. هدف ، اسلام‌خواهى، استکبارستیزى، حفظ استقلال کشور، کرامت‌بخشى به انسان، دفاع از مظلوم، پیشرفت و اعتلاى علمى و فنى و اقتصادى کشور؛ اینها اهداف انقلاب بود… این خط ادامه پیدا کرد، زاویه نخورد و انحراف پیدا نکرد. »

در انقلابهای لیبرالیستی غربی، آزادی فردی به قیمت فدا کردن عدالت اجتماعی مطرح می شود و در انقلابهای مارکسیستی عدالت اجتماعی را با اعمال خشونت و دیکتاتوری و به قیمت از دست دادن آزادیهای فردی نوید می دهند . اما در دیدگاه انقلاب اسلامی عدالت اجتماعی همراه آزادی فردی بطور متوازن و هماهنگ مطرح می شوند. اسلام آزادی لیبرالیستی را که به بی عدالتیها و فاصله های زیاد طبقاتی منتهی می شود نفی می کند چنانکه مساوات و برابری بدون توجه به استعدادها و شایستگیهای فردی را نیز نمی پذیرد. اسلام روح برادری را ترویج و امتیازات بی جا و تبعیض طبقاتی را تکذیب می کند و از این رو، مورد توجه بسیاری از مردم محروم دنیا قرار گرفته است. نهرو می گوید:

«مساله مساوات اسلامی روی افکار هندوها، خصوصا طبقه محرومشان تاثیر عمیق بخشیده است . زیرا اسلام بساط اختلافات طبقاتی و امتیازات نژادی را از میان برده است و میان ملل مختلف روابط حسنه بر اساس عدل و مساوات برقرار می سازد.»

در حقیقت ، با پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، براى نخستین بار در تاریخ انقلابهاى گوناگون در دنیا ، نهضتى خود را به دنیا عرضه کرد که با اهداف و آرمانهای متعالی خود ، جهان را متاثر از خود ساخت . به تعبیر امام خمینی (ره) : « انقلاب اسلامی از همه انقلابها جداست ،هم در پیدایش ، هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب و قیام.»

  • ۲۰ اسفند, ۱۳۹۱